تبلیغات
اکسیر

 

 شنبه 1 بهمن 1384

[عمومی , ]

م.آزاد درگذشت
براى گذشتن از این رود...
صفدر تقى زاده
 
محمود مشرف آزاد تهرانى كه از ایام جوانى نام م.آزاد را براى خود برگزید، به نحوى غریزى شاعر بود و از جمله شاعرانى كه شیوه زندگى اش با آنچه ما از معناى شاعر در ذهن داریم همیشه همخوانى داشت: آزاده، وارسته، شوریده حال و بى اعتنا به زرق وبرق و ظواهر زندگى. این ویژگى ها را آزاد در تمام طول زندگى اش حفظ كرد و تمام طول زندگى را هم تنها با مایه هاى آرام بخش هنر و ادبیات و شعر و شاعرى گذراند. شعر او همیشه براى خودش مستقل و شاخص بود، شعرى استوار و آهنگین و مترنم و غالباً غمگین با واژه گزینى دقیق و بجا، مایه گرفته از ادبیات كلاسیك فارسى. او فارغ التحصیل رشته زبان و ادبیات فارسى بود و از نسل شاعرانى كه در دهه ۱۳۱۰ به دنیا آمدند. آزاد از نخستین كسانى بود كه به اهمیت شعرهاى نیما یوشیج پى برد و به ستایش از او پرداخت و گفت: «شعرهاى نیما تا روزگار، روزگار است، مى ماند و مادر زمانه هم، چندان دیرزا و سخت زا است كه زمانى در ابد بین حافظ و نیما مى خواهد.» شعرهاى م.آزاد از دهه هاى ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ در بیشتر نشریه هاى ادبى و هنرى، به صورت شعرهایى متعالى و نو در كنار شعرهاى شاملو، اخوان، فروغ و سپهرى به چاپ رسیده است. او نخستین كسى بود كه در مقاله اى اظهار كرد كه شعرهاى فروغ فرخ زاد را باید در سطحى جهانى بررسى كرد.م.آزاد پس از پایان تحصیلاتش در دانشگاه تهران، به آبادان رفت و دبیر دبیرستان هاى آبادان شد و همراه با حسن پستا به بسیارى از دانش آموزان و جوانان علاقه مند آبادان و نیز جوانانى كه پس شكست و ناكامى مبارزات ملى شدن صنعت نفت، مایوس و دلمرده شده بودند، امیدوارى ها داد و چیزها آموزاند و خود نیز از محیط فرهنگى آبادان چیزها آموخت و از جمله زبان انگلیسى و آشنایى با فرهنگ و ادبیات و شعر آمریكا و انگلیس. در این ایام بود كه سرودن شعرهاى غیرآهنگین تا مرز شعر سپید را تجربه كرد.آزاد از آبادان با تجربه و اندوخته هاى معنوى پروپیمان به تهران بازگشت و به كار معلمى ادامه داد و همزمان در انتشار مجله ادبى آرش با سیروس طاهباز همكارى كرد و در اعتبار و رونق این مجله، سهم زیادى داشت. در دوران همكارى با این مجله نشان داد كه در نقدنویسى هم، دستى چیره دارد و مقاله هایى در باب شعر نیما یوشیج، احمد شاملو، مهدى اخوان ثالث و فروغ فرخ زاد نوشت و با فروغ مصاحبه جانانه و تاثیرگذارى كرد و در نشریه هاى دیگر در باب داستان نویسى و شعر شاعران جوان مقاله هایى انتشار داد و نخستین مقاله تحلیلى درباره شعر سپانلو در زمانى كه این شاعر فقط بیست و دو سال داشت نوشت و با مطالعه چند داستان كوتاه ناصر تقوایى آینده درخشانى براى او پیش بینى كرد. در این ایام با كانون پرورش فكرى كودكان و نوجوانان همكارى كرد و آثارى نو و ابتكارى براى كودكان و نوجوانان نوشت. او را مى توان همراه با سیروس طاهباز و احمدرضا احمدى از بانیان پیشرفت كانون پرورش فكرى كودكان و نوجوانان دانست. او نه تنها خود آثارى براى كودكان نوشت یا ترجمه كرد بلكه با ویرایش بسیارى از كتاب هاى مولفان دیگر به رواج كتاب هاى كودك در ایران یارى رساند. آزاد از خوش ذوق ترین ویراستاران كتاب هاى كودكان بود. بازنویسى ها و بازآفرینى هاى او از ادبیات كلاسیك فارسى مثل داستان هاى شاهنامه و نیز قصه ها و مثل هاى عامیانه فارسى از ماندگار ترین و نیز پرمخاطب ترین كتاب هاى كودكان هستند. نخستین مجموعه شعر م.آزاد «دیار شب» در سال ۱۳۳۴ منتشر شد. ا.بامداد مقدمه مهمى بر این كتاب نوشته بود. آثار بعدى اش عبارت اند از قصیده بلندباد و دیدارها، آینه ها تهى است، با من طلوع كن، بهارزایى آهو، گل باغ آشنایى و باید عاشق شد و رفت. آثار پراكنده دیگرى نیز از او به جا مانده است از جمله كتابى به نام «یادداشت هاى جنوبى» و نامه هاى فراوانى كه براى دوستان نزدیكش نوشته است و تصویر روشنى است از اوضاع و احوال غمبار آن زمانه كه یاس و نومیدى ذهن تقریباً همه نویسندگان و شعرا را گرفته بود.از لحاظ مشرب فكرى آنچه همیشه براى آزاد مهم بوده است سرنوشت انسان و مقام والاى انسان است. در جایى گفته است: «بى عدالتى خشن است و ناآگاهى هم، هیچ چیز مثل ناآگاهى و مظلومیت برده وار این انبوه آدمى دردناك نیست.» حس اجتماعى در شعرهاى او شكلى پرداخته با بیانى گاه غنایى دارد. این حس اجتماعى بعدها نمایان تر مى شود و مسائل جنگ و ایثار و سینماى ركس آبادان و مصدق را هم در برمى گیرد. آنچه براى او مهم است سرنوشت انسان است: - انسان!/ كوته قدم مباش/ زیر ستارگان/ تا در پناه بدرود/ هنگام رفتن از خویش/ یك آسمان ستاره/ تو باشى.پاره اى از شعرهاى م.آزاد از بهترین شعرهاى غنایى شعر نو معاصر فارسى است، از جمله شعر «بى تو خاكسترم بى تو اى دوست» و «گل باغ آشنایى» و «نامه» كه از دهه ۱۳۴۰ تا به امروز ورد زبان جوانان و علاقه مندان به ادبیات بوده است و نیز شعر «اسم شب»: براى گذشتن از این رود/ رنگین كمانى باید بود.

 

نوشته شده توسط داریوش در  شنبه 1 بهمن 1384  و ساعت 07:01 ق.ظ

ویرایش شده در -  و ساعت -

(نظر

 


مطالب پیشین...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

وبلاگ من ...

  وبلاگ من

  ایمیل من

[yahoo]


بایگانی ...

 نویسندگان

داریوش (134)


موضوعات

عمومی (134)


 آرشیو

خرداد 1385 (1)
اردیبهشت 1385 (1)
فروردین 1385 (13)
اسفند 1384 (11)
بهمن 1384 (23)
دی 1384 (14)
آذر 1384 (40)
آبان 1384 (24)
مهر 1384 (7)


صفحات

 

 

لینكستان ...

 

لینكدونی ...

شعر ایرونی (-)
آ وای آزاد (-)
روزنامه صبح به وقت تهران (-)
گردون (-)
آرشیو لینكدونی

 

جستجو ...

جستجو در بلاگ

 

خبرنامه ...

 

آمار وبلاگ...

امروز :

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل مطالب :

كل نظرها :

كل بازدید ها :

افراد آنلاین : [online]