تبلیغات
اکسیر

 

 پنجشنبه 24 آذر 1384

[عمومی , ]

ابوالقاسم عارف قزوینى شاعر و ترانه سرا در ۱۳۰۰ ه.ق. در شهرستان قزوین به دنیا آمد. عارف از ۱۶سالگى به سرودن شعر پرداخت و نخستین اشعار او كه زمینه اى مذهبى داشت، در مجالس روضه خوانى خوانده مى شد.
عارف در جوانى عازم تهران شد. ذوق و استعداد بى نظیرش در سرودن شعر و صداى خوشش در آواز مورد توجه قرار گرفت چنانچه بنا به رسم شاهان مظفرالدین شاه این جوان باذوق و خوش صدا را به دربار دعوت مى كند و از او مى خواهد تا به خوانندگان و رجال دربار بپیوندد. اما عارف این دعوت را نپذیرفت. عارف در زمان انقلاب مشروطه به آزادیخواهان پیوست و در حمایت از مردم ستمدیده و هوادارى از نهضت مشروطه اشعار زیبا و پرشورى سرود. این اشعار با صداى گرم عارف بسیار مورد استقبال واقع شد و در افكار و احساسات مردم تاثیر گذاشت. از جمله این تصنیف ها از خون جوانان وطن لاله دمیده، چه شورها كه من به  پا، از كفم رها شد قرار دل، بهار دلكش، افتخار آفاق و معروف ترین آنها «سیل خون  گرى ثمر ندارد» كه در رثاى دوستش كلنل محمدتقى خان پسیان آزادیخواه معروف سرود، بود. عارف در جوانى ازدواج كرد اما این ازدواج كوتاه و نافرجام به جدایى منجر شد. پس از آن عارف بارها عاشق و دلباخته گشت ولى هیچ گاه به وصال نرسید.
«افتخار آفاق» تصنیفى بود كه براى افتخار السلطنه عشق دوران جوانى اش سرود. همچنین عارف با بسیارى از مشاهیر و نامداران شعر و ادبیات و آزادیخواهان دوره مشروطه همدوره و همزمان بود. دوستى عمیقى بین عارف و ایرج میرزا و عارف و كلنل محمدتقى خان پسیان وجود داشت كه البته هیچ كدام پایان و فرجام خوش نداشت. كلنل پسیان در واقعه قیام خراسان به شهادت رسید. روابط و دوستى او با ایرج میرزا هم به كدورت و تیرگى  گرایید چنانچه ایرج  هجونامه اى براى عارف سرود و موجب آزردگى و غم و غصه عارف شد. عارف بیشتر عمر خود را در سفر گذراند و به شهرهایى چون بغداد، كرمانشاه و استانبول سفر كرد. وى در سال ۱۳۳۷ ه.ش. به تهران بازگشت. او كه همواره به خاطر اشعار و تصانیف پرشور و انقلابى خود مورد تهدید و توبیخ از طرف مخالفان آزادى قرار مى گرفت با كودتاى رضاخان و حكومت مستبدانه اش به همدان تبعید گشت. عارف سال هاى پایانى عمر را در عزلت و تنهایى به سر برد تا اینكه در بهمن ۱۳۱۲ ه. ش. درگذشت و در صحن بوعلى سینا به خاك سپرده شد.
عبدالله دوامى خاطره اى را از عارف نقل مى كند: زمانى كه درویش خان با گروه موسیقى خود براى ضبط صفحه عازم تفلیس شد، عارف به بدرقه آمد و از او خواهش كرد تصنیف شوستر را كه بر علیه مورگان شوستر آمریكایى سروده بود، اجرا و ضبط كنند، اما درویش خان به علت سیاسى بودن تصنیف و ترس از عواقب آن از ضبط آن منصرف شد و تصنیف دیگرى از عارف را اجرا و ضبط كردند. تصنیف افشارى با مطلع؛
از كفم رها شد قرار دل
نیست دست من اختیار دل

شرق

 

نوشته شده توسط داریوش در  پنجشنبه 24 آذر 1384  و ساعت 04:12 ق.ظ

ویرایش شده در -  و ساعت -

(نظر

 


مطالب پیشین...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

وبلاگ من ...

  وبلاگ من

  ایمیل من

[yahoo]


بایگانی ...

 نویسندگان

داریوش (134)


موضوعات

عمومی (134)


 آرشیو

خرداد 1385 (1)
اردیبهشت 1385 (1)
فروردین 1385 (13)
اسفند 1384 (11)
بهمن 1384 (23)
دی 1384 (14)
آذر 1384 (40)
آبان 1384 (24)
مهر 1384 (7)


صفحات

 

 

لینكستان ...

 

لینكدونی ...

شعر ایرونی (-)
آ وای آزاد (-)
روزنامه صبح به وقت تهران (-)
گردون (-)
آرشیو لینكدونی

 

جستجو ...

جستجو در بلاگ

 

خبرنامه ...

 

آمار وبلاگ...

امروز :

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل مطالب :

كل نظرها :

كل بازدید ها :

افراد آنلاین : [online]