تبلیغات
اکسیر

 

 یکشنبه 20 آذر 1384

[عمومی , ]

سنت و تجدد در آثار على حاتمى
فاتحان و سوته دلان
علیرضا محمودى
 
«... شاید ده درصد از جمعیت تماشاكننده سوته دلان به خاطر بیاورند كه «یار خوشگلم مریم جان» را دو سال تمام تصنیف  خوان هاى دوره گرد به خصوص در بعدازظهرهاى ساكت و داغ تابستان هاى تهران توى كوچه پس كوچه ها مى خواندند و خواننده اصلى آن منوچهر شفیعى را، اما نشناختن منوچهر شفیعى مسئله تعیین كننده ارزش فیلم نیست. آنچه كه احتمالاً بیگانه بودن تماشاچى ایرانى- و نه حتماً تهرانى الاصل و محدود به تهران بودن- را با این فیلم موجب مى شود، بیگانه بودن این تماشاچى با خویشتن شخیص خویش است و در سر همین معركه بگیرى است كه آدمیزاد به خوبى مى فهمد چقدر هویت نازنینش از دست شده است. قیل و قال معلوم الاحوال ها را نمى خواهد تا بدانیم تا چه اندازه از فرهنگ و خرده فرهنگ هاى دیار ولایتمان در ما باقى مانده و با ما زندگى مى كند. كافى است فیلم نجیب و انسانى این فیلمساز صددرصد ایرانى را تماشا كنیم. روى سخنم بیشتر با آنها است كه ده بیست سالى از من از لحاظ سنى كوچكتر هستند- نمى نویسم جوان تر كه دیگر جوانى ما از دست شده است...» (فریدون معزى مقدم، نقدى بر فیلم سوته دلان، رستاخیز، ۱۳/۱۱/۵۶)
از ۱۴ مرداد ،۱۲۸۵ روز امضاى فرمان مشروطیت توسط مظفرالدین شاه تا همین امروز حرف اول در میان ایرانیان صاحب فكر، حرف تجدد و تلفیق آن با سنت است. در این مدت مردم ایران شاهد فروپاشى دو سلسله سلطنتى، یك قحطى عمومى، یك اشغال، یك كودتا، دو انقلاب و یك جنگ بوده اند. تمام این فرازونشیب هاى تاریخى نتوانسته اندیشه نو شدن با توجه به علائق و ریشه هاى دینى و ملى را از سر ایرانیان بیرون كند. منشأ بسیارى از تحركات اجتماعى و فرهنگى در ایران رویارویى دیدگاه هاى تجددخواهانه با نیروهاى سنتى است كه هر بار با توجه به قدرت طرفین به یك رویداد در تاریخ معاصر ختم شده. هویت و مفهوم آن از یك سو و نیازها و احتیاج به نو شدن از سوى دیگر لایه هاى پنهان تر رویدادهاى تاریخ معاصر را تشكیل مى دهند، به طورى كه همه اتفاقات تاریخ صد سال گذشته ایران را مى توان با نبرد سنت گرایان و تجدد طلبان یا اتحاد آنها تحلیل كرد. اهمیت موضوع كه شاید بتوان آن را مهم ترین گره فكرى نسل هاى متفكر تاریخ معاصر ایران برشمرد باعث شده كه هنرمندان ایرانى نیز در این مدت مضامین آثار خود را ملهم از این موضوع تنظیم كنند. بى شك هم در آثار روشنفكرى و هم در آثار عامه پسند سینماى ایران نبرد سنت و تجدد به كشمكش اصلى شخصیت هاى اصلى فیلم ها شكل داده اند. در برخى آثار سنت گرایان به جبهه شر نسبت داده شده در جایى دیگر تجددطلبان بانیان شر بوده اند و بالعكس در جایى قهرمان با دیدگاه سنتى به حل مشكلات پیش آمده توسط متجددان برمى خاست و در جایى دیگر این قهرمان متجدد بود كه زنجیرهاى سنت را از دست و پاها مى گشود. حاجى آقا آكتورسینما (،۱۳۱۲ آوانس اوگانیانس) به عنوان اولین فیلم موجود از آثار پیشگامان تاریخ سینماى ایران در هسته معنایى خود به پیروزى تجددطلبان اهل سینما بر حاجى آقاى سنتى ضداصول نمایش مى پردازد. دختر لر (،۱۳۱۲ عبدالحسین سپنتا) رویارویى یك افسر ارتش مدرن با راهزنان فاسد را به تصویر مى كشد. بوالهوس (،۱۳۱۳ ابراهیم مرادى) روایت سرنوشت عشقى پاك و سنتى در روستا است كه مظاهر دنیاى مدرن شهرى همچون اعتیاد و الكل و هوسرانى آن را به مرز نیستى مى كشاند. تمایل سینماگران پیشگام براى بیان موضوع رویارویى سنت و تجدد نشان از ریشه دار بودن آن در سینماى ایران دارد به طورى كه پس از دوره فترت سینماى ایران در سال ۱۳۲۷ و آغاز مجدد جریان فیلمسازى با تولیدات استودیو پارس فیلم جانمایه اغلب آثار سینماى ایران در گونه هاى ملودرام، كمدى، به طور صریح و آشكار یا پنهان و درونى پاسخ به سئوال سنت و تجدد بوده است.
قبل از پرداختن به موضوع اصلى بد نیست به نكته مهمى اشاره كنم. بسیارى با یك تقسیم بندى ساده لوحانه این باور را ترویج مى كنند كه آثار مربوط به سینماگران روشنفكر ایران جانمایه اى تجددخواه و آثار سینماگران فعال در استودیوهاى فیلمسازى در ایران یا به اصطلاح فیلمفارسى دیدگاهى طرفدار سنت داشته اند. در حالى كه بسیارى از آثار عامه پسند در سینماى ایران بسیار تجددخواهانه تر از آثارى بوده اند كه در ظاهر متفاوت و پیشرو و در درون از سنتى ترین خرافات رایج در ایران باستان نیز مرتجعانه تر بوده اند. به همین خاطر باید قبول كرد كه سینماى ایران و آثار سینماگران آن را نباید با یك نگاه سرسرى و غیرمسئولانه با برچسب هاى ناكارآمد ارتجاعى نامید بلكه تعریف مجدد مفاهیم و نگرش دقیق تر به آثار بهتر مى تواند ما را در تقسیم بندى سنت گرایان و تجددخواهان یارى كند. كارى كه به این بحث ارتباط چندانى ندارد. على حاتمى (۱۳۷۵- ۱۳۲۳) به عنوان یك فیلمساز ایرانى كه از سال ۱۳۴۸ تا ۱۳۷۵ در سینماى ایران ۱۲ فیلم بلند كارگردانى كرده است از این قاعده مستثنى نیست، خاصه آنكه مایه هاى آثارش و دلمشغولى هاى مضمونى فیلم  هایش همگى به گذشته و زمانى برمى گردد كه ریشه هاى بحث سنت و تجدد در ایران شكل گرفته است. به همین خاطر شاید بحث درباره رویارویى سنت و تجدد درباره آثار على حاتمى موضوعیت بیشترى در ظاهر داشته باشد. حاتمى را نه مى توان فیلمسازى تجددطلب در همه آثارش دانست و نه مى توان او را دربست فیلمسازى سنت گرا نامید. زمان وقوع بسیارى از آثار او مدت زمانى از میانه حكومت قاجاریه تا سال هاى پایانى حكومت رضاشاه و سال هاى قبل از كودتاى سال ۱۳۳۲ را شامل مى شود. در این دوره هاى تاریخى بحث اول روشنفكران ایرانى و سیاستمداران داخلى سنت و تجدد است. چه در دربار شاهان و چه در كوچه و خیابان و چه در خانه ها هر آنچه بوده نیاز به نو شدن و وابستگى به گذشته ها بوده. اما على حاتمى چون تاریخ نگارى كشاف نیست و یا محقق پژوهنده نگاهش به این مضمون در آن دوره نگاهى چالش گر و طرفدارانه نیست. به طورى كه نمى توان مضمون اصلى و هسته معنایى این آثار را رویارویى سنت و مدرنیسم تلقى كرد. على حاتمى همیشه سعى كرده است تاریخ معاصر ایران را به نفع داستان هاى مورد علاقه اش مصادره كند. این وضعیت را نه تاریخ نگارى بلكه گذشته گرایى مى توان نامید. براین اساس در فیلم هاى حاتمى تاریخ جریان ندارد، گذشته به شكل انتزاعى و پریشان بستر داستان هایى مى شود كه شاهان، درباریان، شاعران، هنرمندان، ورزشكاران، روشنفكران، نظامیان و آزادى خواهان به نام افراد واقعى یا غیرواقعى (به نوعى تركیبى از چند شخصیت) شخصیت هاى پیش برنده ماجراها هستند.فیلم ها بارها در برابر منتقدان و مورخانى كه او را به تحریف تاریخ متهم مى كردند، پاسخ مى داد كه مورخ نیست و نمى خواهد براى مخاطبان تاریخ را بازسازى كند. او از تاریخ پوسته اى را مى گیرد تا خود بتواند آنچه را مى گوید بنا كند. بر این اساس مى توان نتیجه گرفت كه مضمون اصلى فیلم هاى حاتمى ویژگى هاى عاطفه ایرانى است. این ویژگى ها مجموعه اى از كنش ها و واكنش ها بودند كه شامل رویارویى با سنت و مدرنیسم هم مى شدند اما مایه اصلى و پیش برنده داستان عطوفت آن هم از نوع ایرانى اش است با همه تعریف هاى فردى و اجتماعى كه یك فرد ایرانى دارد.
در این میان البته حاتمى بى طرف بى طرف نیست. او در این داستان هاى پرسوزوگداز و سرشار از عاطفه ایرانى نمى تواند از چالش هاى جامعه معاصر بگذرد. آدم هاى عاشق پیشه او حتى اگر سوداى رسیدن به معشوق را داشته باشند، همچنان در معبرى قرار دارند كه یك سویش سنت است و یك سویش تجدد. على حاتمى در این میان در جایى به سمت سنت گرایى مى رود تا بگوید كه عاطفه ایرانى با سنت هایش بهتر جواب مى گیرد تا با تجدد. و در جایى از تجدد دفاع مى كند چرا كه سنت در بسیارى از موارد است و پاى آدم هایش را براى پروازى عاشقانه و پاك مى بندد. شخصیت هاى تاریخى كه در آثار حاتمى دیده مى شوند همگى انسان هایى به شدت عاطفى، خوش بیان و حساسند. ستارخان على حاتمى به دنبال آرمان شخصى اش به تهران مى آید. او از همه مفاهیم تجدد فقط از برابرى سخن مى گوید. كمال الملك روشنفكرى است كه كلامش بى ارجى هنر است در نگاه فرومایه پادشاهان. در ملودرام مادر (۱۳۶۹) على حاتمى بر یكپارچگى اقوام و روش هاى گوناگون زیر سایه مام میهن سخن مى گوید. در هزاردستان (۱۳۶۷) رضا تفنگچى به مدد مرادى كه به شكلى كاملاً عاطفى از ظلم برآشفته دست به ترور مى زند. با همه این مثال ها مى توان دریافت كه چون حاتمى داستان هاى عاشقانه اى بر بستر تاریخ بیان مى كرده است، از امكان دراماتیك چالش بزرگ تاریخ معاصر جز محملى براى بیان عطوفت شاعرانه شخصیت هایش فراتر نرفته است. بلوغ على حاتمى در آثارش را باید در سال هاى میانى دهه ۵۰ و آغاز دهه ۶۰ جست وجو كرد. در این سال ها حاتمى دو فیلم سوته دلان (۱۳۵۶) و حاجى واشینگتن (۱۳۶۱) را مى سازد. این دو فیلم به علت آنكه داستان ها و فضا امكان خوبى به حاتمى داد، تا حد زیادى براى بررسى نحوه نگرش حاتمى به مقوله سنت و تجدد مى توانند كارساز باشند. هر دو شخصیت اصلى این دو فیلم مجید ظروفچى (بهروز وثوقى) و حاجى حسینقلى (عزت الله انتظامى) آدم هایى هستند تنها و مضحك از اجتماع. یكى به خاطر جنون و دیگرى به خاطر شغل سفیرى در یك كشور بیگانه و هر دو در پنجه تقدیر گرفتار. هر دو درگیر عاطفه اى هستند كه آنها را مانند كهربا به سوى خود جلب مى كند. مجید به اختر دل مى بازد و حاجى از همه دنیا دلبسته و وابسته دخترش مهرالنساء است. هر دو این زن ها عادى نیستند. یكى از زنان ناحیه و بدنام و دیگرى غشى و تا حدودى خل وضع. این دو شخصیت با این ویژگى ها با دو نوع سنت روبه رو هستند. در سوته دلان سنت خانوادگى نمى پسندد كه پسر خانواده حتى اگر خل وچل باشد با یك زن بدنام ازدواج كند. حاتمى تطهیر تدریجى و ایثار اختر را نمایش مى دهد تا بتواند به ضمیر فطرى مذهبى خود پاسخ بدهد. اما سنت اجتماعى در سكانس نهایى كه برق قطع مى شود و برادر بزرگتر ماجرا را به مجید مى گوید، كار خودش را مى كند. مرگ مجید پیش از رسیدن به محل شفا كه امامزاده داوود است، اعلام پیروزى سنت است، نه پیروزى معجزه. حاجى اما درگیر در سنت فردى و اجتماعى است. زندگى یك ایرانى در تهران بزرگ شده با آداب و سنن ایرانى با زندگى در آمریكا همخوانى ندارد. حاجى هر چه بیشتر در آمریكا مى ماند تنهاتر و منفك تر از بقیه به سوى جنون پیش مى رود. درگیرى دیگر حاجى با سنت سیاسى و دربار ایران در عهد ناصرى است. دیپلماسى كه چیزى از دنیا نمى داند و سفیرش از كشور میزبان همان قدر مى داند كه مردم عادى كوچه و بازار. پس در نهایت بى پولى چون كه دربار علت وجودى سفارت در آمریكا را نمى داند. در حالى كه در دیپلماسى همان چشم و هم چشمى هاى رایج در دربار را رعایت مى كند، نمى تواند خدمتى به ملك و ملك ایران بكند و دست خالى حیران تر از همیشه برمى گردد. هر داستان روش خودش براى روایت را دارد. سوته دلان روایتى واقع گرا از خانواده اى در گوشه تهران است. حاجى واشینگتن اما روایتى فراواقع گرا از سفیرى است كه در گوشه اى از آمریكا در درون سفارت روزگار سپرى مى كند. اما در این دو داستان كه به شكلى تراژیك سرنوشت شخصیت هاى اصلى خود را رقم مى زنند، جاى تجدد كجاست؟ در سوته دلان سرنوشت غم بار دو روشنفكر تجددطلب در حاشیه داستان وجود دارد. حبیب ظروفچى (جمشید مشایخى) نظامى عدالت خواهى است كه خلع درجه شده و دكتر دواچى (مرحوم اكبر مشكین) دكترى است كه ظاهراً به خاطر افكار آزادیخواهانه به حبس افتاده. این دو در میانسالى به شغل پدران خود كرایه ظروف و اداره داروخانه رو آورده اند. هر دو انسان هایى بى انگیزه و بدون قدرت اجتماعى به نظر مى رسند. ظروفچى كه حتى جرأت ازدواج ندارد و دواچى هم كه به الكل پناه آورده است. حاجى حسینقلى اما در انزوا پس از مرور گذشته اش (او یكى از پسران میرزا آقاخان نورى است) به این نتیجه مى رسد كه شكوه و عظمت دربار ایرانى در برابر جهان بیرون از مرزهاى وطن چقدر پوسیده است. تردید آنچنان درون حاجى را فرا مى گیرد كه از خود مى پرسد: «... آیا ما تمدن كهنى داریم یا كهنه ...» و سرانجام قاطعانه پاسخ مى دهد: «... روزگار ایران را تباه و سیاه مى بینم. خدا به همه رحم كند. دنیا محل عبرت است. رفتند همه. ما هم مى رویم...» نهایت رفتار متفاوت حاجى امان دادن به یك سرخپوست فرارى است. عملى كه حاجى از روى تنهایى و كاملاً بى اراده انجام مى دهد. در نهایت هر دو فیلم سوته دلان و حاجى واشینگتن آثارى هستند با مضمون تنهایى. تنهایى كه سرچشمه اى عرفانى دارد تا تاریخى. بسترى كه داستان ها در آن اتفاق مى افتد، سرشار از نكته هاى اصلى تاریخ معاصرند. اما عطوفت جارى در دو اثر از آنها بهره مى برد تا بیشتر عاطفه مخاطب ایرانى را تحت تاثیر قرار دهد. هر دو اثر با دو تصنیف با دو شعر درباره فراق و جدایى تمام مى شوند. یكى از طاهر اصفهانى و دیگرى از حافظ.
«گر به تو افتدم نظر چهره به چهره رو به رو
شرح دهم غم تو را، نكته به نكته، مو به مو»
«نماز شام غریبان چو گریه آغازم
به مویه هاى غریبانه قصه پردازم»
آثار على حاتمى چه آنهایى كه ظرایف كار فیلمساز را با خود داشتند و چه آنهایى كه به دلایل فرامتنى نتوانستند به كمال مورد نظر برسند (مانند نسخه به نمایش درآمده از جعفرخان از فرنگ برگشته كه هرگز نمى توان آن را اثرى حتى معمول از او دانست) آثارى تاریخى محسوب نمى شوند. این آثار تاریخ ایران را روایت نمى كنند. دلبستگى فیلمساز به جزئیات پیرامونى گذشته و نگرش عاطفه اش به همه چیز هرگز اجازه نداد كه حاتمى چالش سنت و تجدد را در آثارش آنگونه كه در تاریخ است به نمایش بگذارد. بى شك ارزش آثار حاتمى به اصالت كم نظیرى است كه او در آثارش به كار برد. اصالتى كه خاص او بود و حاصل دقت و نوعى فرهیختگى كه با فوتش بى پیرو باقى ماند. تاریخ را فاتحان مى نویسند. هیبت كدام یك از شخصیت هاى آثار حاتمى به فاتحان شباهت دارد؟ او براى گریز از این دایره تقدیر شكست فقط یك راه داشت؛ آنجا كه هزاردستان پایان مى گیرد، حك كردن جمله اى از قرآن «یدالله فوق ایدیهم» همین و تمام.
شرق

 

نوشته شده توسط داریوش در  یکشنبه 20 آذر 1384  و ساعت 09:12 ق.ظ

ویرایش شده در -  و ساعت -

(نظر

 


مطالب پیشین...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

وبلاگ من ...

  وبلاگ من

  ایمیل من

[yahoo]


بایگانی ...

 نویسندگان

داریوش (134)


موضوعات

عمومی (134)


 آرشیو

خرداد 1385 (1)
اردیبهشت 1385 (1)
فروردین 1385 (13)
اسفند 1384 (11)
بهمن 1384 (23)
دی 1384 (14)
آذر 1384 (40)
آبان 1384 (24)
مهر 1384 (7)


صفحات

 

 

لینكستان ...

 

لینكدونی ...

شعر ایرونی (-)
آ وای آزاد (-)
روزنامه صبح به وقت تهران (-)
گردون (-)
آرشیو لینكدونی

 

جستجو ...

جستجو در بلاگ

 

خبرنامه ...

 

آمار وبلاگ...

امروز :

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل مطالب :

كل نظرها :

كل بازدید ها :

افراد آنلاین : [online]