تبلیغات
اکسیر

 

 یکشنبه 20 آذر 1384

[عمومی , ]

سال هاى آخر در گفت وگو با مرتضى شایسته
دُر گرانبهاى قدر ندیده
بابك غفورى آذر
 
مرتضى شایسته در سال هاى آخر زندگى مرحوم على حاتمى همراه و از نزدیك در جریان ساخت پروژه هاى بلندپروازانه او بود. صحبت با او مى تواند تا حدودى اتفاقات آن سال ها و جریاناتى كه منجربه، به نتیجه نرسیدن طرح هاى حاتمى شد را روشن كند. شایسته با دریغ فراوان از حاتمى یاد مى كند. جابه جا از او به عنوان دُر گرانبهاى سینماى ایران كه هیچ كس قدرش را ندانست، صحبت مى كند و وقتى دست نوشته هاى او را نگاه مى كند، چند «آخ» بلند مى گوید.

•زمانى كه پروژه جهان پهلوان تختى شكل اجرایى به خود گرفت، زمزمه هاى بیمارى مرحوم حاتمى هم روزبه روز بیشتر به گوش مى رسید. در این میان تلاش ها به ظاهر بر این مبنا بود كه فیلم به سرانجام برسد، اما تداركات و پیش تولید اثر بسیار طولانى شد و به نحوى پیش رفت كه فیلمبردارى دیر شروع شد. چه اتفاقاتى آن زمان افتاد؟
مرحوم حاتمى فیلمساز بسیار با وسواسى بود. براى عادى ترین آثارش هم تحقیقات فراوانى انجام مى داد و همه جوانب را در نظر مى گرفت. پروژه تختى هم براى مرحوم حاتمى بسیار مهم و خاص بود و نوع نگاه خاصى به آن داشت. به همین دلیل تلاش داشت تا تمام عواملى كه به بهتر شدن اثر كمك مى كرد، فراهم شود. براى فیلم تختى هم با توجه به زمان وقوع داستان، فضاسازى و محل هاى وقوع داستان براى مرحوم حاتمى بسیار مهم بود. ابتدا قرار بر این بود كه فیلمبردارى در همان خانى آباد و مكان هاى واقعى انجام شود. اما بعداً با بازدید از آن محل ها و تغییرات كاملى كه صورت گرفته بود، تصمیم بر این شد كه براى فیلم دكور ساخته شود و همین موضوع زمان شروع فیلمبردارى را عقب انداخت. حدود ۹-۸ ماه در شهرك سینمایى ساخت وساز انجام شد و پروژه ابعاد تولید وسیع ترى گرفت.
•مگر از ابتدا ابعاد پروژه مشخص نبود؟
چرا، از ابتدا مى دانستیم این فیلم ابعاد وسیعى دارد. اصولاً مرحوم حاتمى در این سال هاى آخر به فیلم هاى معمولى فكر نمى كرد و مدام پروژه هایى با ابعادى فراتر از سینماى ایران شروع مى كرد كه متاسفانه هیچ كدام به سرانجام نرسیدند. ضمن اینكه عادت مرحوم حاتمى این بود كه در دوران قبل از فیلمبردارى عجله نمى كرد و پیش تولید و اصولاً آماده كردن محل فیلمبردارى و لوكیشن و صحنه آرایى برایش از خیلى نكات دیگر مهمتر بود. اصلاً پیش از شروع فیلمبردارى جهان پهلوان تختى صحبتى مبنى بر دكور زدن نبود. اما در این دیر شروع شدن فیلمبردارى شما فقط عوامل تولید را مقصر نبینید. بسیارى از ارگان ها و نهادها كه مى توانند تولید یك فیلم را جلو بیندازند، به رغم همه ابراز علاقه ها و تمایلشان همكارى نمى كنند. براى پروژه تختى هم این مسئله بسیار در شروع فیلمبردارى تاثیر داشت. بسیارى از نهادها كه ما رویشان حساب مى كردیم، آن طور كه باید همكارى نكردند و یا اصلاً كنار كشیدند.
•بعد از فوت حاتمى بسیارى از نهادها ابراز تاسف كردند از تمام نشدن فیلم و بیانیه صادر كردند از میزان همكارى شان با فیلم.
بسیارى از همین افراد كه چنین صحبت هایى كردند، پیش از شروع فیلمبردارى به من توصیه مى كردند كه با مرحوم حاتمى كار نكن یا اصلاً فیلمبردارى را شروع نكن و صریحاً به من مى گفتند كه ما امكاناتى در اختیار شما قرار نمى دهیم. مسئولان آن زمان بنیاد فارابى به ما اعلام كردند به دلیل اینكه شما پروژه تختى را با همكارى سیمافیلم و تلویزیون مى سازید، از در اختیار گذاشتن هرگونه امكاناتى به پروژه معذوریم. این موضوع اتفاقاً بر روى مرحوم حاتمى اثر منفى زیادى گذاشت. آنها كه تهیه كننده را متهم به عدم همكارى با پروژه مى كردند، خیلى بى انصاف بودند؛ چرا كه ما با علم به بیمارى شدید ایشان و تمام مشكلات موجود پروژه را شروع كردیم. دیگر تهیه كننده باید چه كار مى كرد؟ حتى دكتر مرحوم حاتمى از كار ما تعجب كرده بود و مى گفت این اقدام شما چه میزان در روحیه مرحوم حاتمى اثرگذار است و پیشرفت بیمارى را كند مى كند.
•خود مرحوم حاتمى از وضعیتشان خبر داشتند و این پیش بینى را مى كردند كه ممكن است در صورت شروع فیلمبردارى احتمال پیشرفت بیمارى و متوقف ماندن اثر وجود داشته باشد؟
مرحوم حاتمى شخصیت عجیبى داشت. به شدت امیدوار بود و همیشه امید داشت. فرد عجیبى بود از لحاظ ایمان و اعتقادات و با همین ایمان كار را شروع كرد و آرزو هم داشت كه پیش از مرگش به سرانجام برسد.
•بعد از فیلم دلشدگان تمام طرح هایى كه مرحوم حاتمى قصد تولیدشان را داشت، آثار پرحجم و در مقیاس سینماى ایران عظیم بودند. چه شده بود كه در این سال هاى آخر مدام به فكر ساخت چنین فیلم هایى بود؟
مرحوم حاتمى از این طرح ها و پروژه هاى عظیم در ذهن زیاد داشت. همین طور در حال تحقیق و پژوهش بود. طرح هاى زیادى را آماده كرده بود. همگى هم آثارى عظیم و پرخرج بودند. من خودم چند بار به مرحوم حاتمى گفتم. مثلاً قبل از ملكه هاى برفى كه در حال انجام كارهاى مقدماتى اش هستیم، بیاییم و یك كار دیگرى مثل مادر بسازیم كه اجرایى تر و راحت تر هم هست. در جواب مى گفت كه شایسته مردم از ما توقع و انتظار دارند و كار بزرگ مى خواهند. این نوع كارها را كه همه دارند، انجام مى دهند. حالا چه كارى است كه ما هم بیاییم مشابه همین فیلم ها را بسازیم. مرحوم حاتمى اصولاً فیلمسازى بود كه دوست داشت پروژه هاى عظیم و به یادماندنى از خودش باقى بگذارد. دنبال كارهاى معمولى نبود و اصلاً هم به این موضوع توجه نداشت كه من مثلاً دوسال است فیلم نساخته ام و باید حتماً فاصله بین دو فیلم را كم كنم. حاضر بود ۵سال، ۱۰ سال كار نكند، اما یك كار بزرگ را به سرانجام برساند.
•از میان طرح هاى آخرى كه مرحوم حاتمى قصد ساختشان را داشت، طرح «آخرین پیامبر» یكى از طرح هاى مهمى بود كه همان زمان مرحوم حاتمى اصرار شدیدى به ساختش داشت و اتفاقاً به فیلم «محمدرسول الله» ساخته مصطفى عقاد اشاره مى كرد و مى گفت آن فیلم موارد مهمى از زندگى حضرت محمد(ص) را در نظر نگرفته و باید آخرین پیامبر ساخته شود تا آن نكات پنهان مانده نمایش داده شود. حالا كه با مرگ عقاد جهان اسلام به نوعى به تمجید از عقاد پرداخته، ساخته شدن آخرین پیامبر بیش از پیش حسرت بار به نظر مى رسد.
طرح آخرین پیامبر از فیلم هایى بود كه مرحوم حاتمى علاقه شدیدى به ساخت آنها داشت. در نگارش فیلمنامه آن نظرات بسیارى از علماى بنام اسلام و تشیع را لحاظ كرده بود و من به خاطر دارم در جلساتى كه با جناب آقاى سیدجعفر شهیدى داشتند درباره ریزترین جزئیات مثلاً پرچم سپاه اسلام و كفر صبحت مى كردند و تازه آنجا مرحوم حاتمى به منابع و تحقیقاتى استناد مى كردند كه تعجب آور بود. یا اینكه جلساتى با آیت الله واعظ زاده خراسانى كه آن زمان رئیس مجمع تقریب مذاهب اسلامى بودند، داشتند و كسى نبود كه مرحوم حاتمى احساس مى كرد مى توانست به فیلم كمك كند و نزدش نمى رفت. مسافرت هاى بسیارى به قم داشتند و در مجموع فیلمنامه  نهایى آماده شده و اثر جامع و كاملى بود كه مى توانست به شكل كاملى اتفاقات زمان پیامبر و صدر اسلام را بازگو كند و اگر ساخته مى شد و آن امكاناتى كه مرحوم حاتمى مى خواست در اختیارش قرار مى گرفت مى توانم بگویم فیلم مصطفى عقاد را تحت تاثیر قرار مى داد.
 
•با توجه به این نكته چرا آخرین پیامبر ساخته نشد؟
ساخته شدن این فیلم نیاز به تداركات و هماهنگى هایى داشت كه از توان كل مدیریتى سینماى ایران خارج بود و رسماً باید نهادهاى اصلى مدیریتى كشور به آن كمك مى كردند. نمى خواهم بگویم همكارى نشد اما مهم ترین نكته این بود كه مسئولان كشور با ابعاد این كار و تاثیرات آن آشنا نبودند. من نه درباره آخرین پیامبر بلكه درباره كل طرح هاى مرحوم حاتمى مى خواهم بگویم كه بسیارى از مسئولان فرهنگى كشور متوجه این نبودند كه مرحوم حاتمى چه دُر گرانبهایى است و قدر او را ندانستند. او ثابت كرده بود كه دغدغه مذهب و فرهنگ دارد و نباید درگیر امور تداركاتى فیلم هایش مى شد. حالا كه مرحوم حاتمى از دنیا رفته و ثابت هم شده كسى نمى تواند جاى او را بگیرد ارزشش بیشتر معلوم مى شود. هنوز هم فیلمنامه آخرین پیامبر به نظرم اثر بسیار كامل و جامعى است كه اگر اراده اى از سوى مسئولان براى ساخت آن باشد شاید فیلمسازانى مثل آقاى داود میرباقرى بتوانند از پس ساختش برآیند.
•غیر از سه طرح ملكه هاى برفى، آخرین پیامبر و جهان پهلوان تختى، طرح هاى دیگرى هم در این سال هاى آخر مدنظر مرحوم حاتمى بود؟
بله، الان نامشان را به خاطر نمى آورم اما تا آنجا كه یادم است طرحى هم بود به نام گاردن پارتى كه نگاه معاصرترى در آن طرح به تاریخ ایران داشتند. آن هم طرح وسیعى بود.
•بعد از فوت مرحوم حاتمى اختلاف بر سر تكمیل یا متوقف ماندن فیلم جهان پهلوان تختى زیاد بود. نهایتاً تصمیم بر ادامه فیلم گرفته شد و آن زمان نام هاى زیادى براى تكمیل فیلم مطرح شد و ماجراهاى بسیارى پیش آمد. بعد از گذشت این سال ها به راستى در آن زمان چه گذشت؟
بعد از فوت مرحوم حاتمى با جمع بندى اى كه در دفتر داشتیم به این نتیجه رسیدیم كه با اجازه خانواده مرحوم حاتمى پروژه را ادامه دهیم. چند اصل را هم مدنظر قرار دادیم؛ یكى اینكه فیلمسازى كه انتخاب مى شود براى تكمیل فیلم باید كاملاً به متن اصلى وفادار باشد و از روى همان فیلمنامه طرح را بسازد. دیگر اینكه از راش هاى گرفته شده باید استفاده كند و سوم هم ادامه فیلم با همان سبك و سیاق و همان گریم و همان دكورها باشد. براساس این جمع بندى و اصول كاندیداها را براى تكمیل فیلم مشخص كردیم. كاندید اول هم آقاى تقوایى بود، بعد بهروز افخمى مطرح بود و در مراحل بعدى داود میرباقرى هم مدنظر بود. چند نفر هم در مراحل پایین تر در نظر گرفته شده بودند. با ساخت فیلم توسط آقاى تقوایى از سوى مسئولان وزارت ارشاد موافقت نشد و اتفاقاً براى ما هم خیلى سخت بود كه این موضوع را به آقاى تقوایى بگوییم؛ چرا كه او از معدود كسانى بود كه مرحوم حاتمى سبك كار و شیوه فیلمسازى اش را مى پسندید. خود تقوایى هم علاقه زیادى به تكمیل فیلم داشت كه به هر صورت اجازه ندادند. بعد رسیدیم به آقاى افخمى مذاكرات اولیه هم با ایشان براساس همان اصول بود كه البته نهایتاً یك فیلم دیگرى به دست آمد.
•چرا؟ مگر شما براساس همان توافقنامه با آقاى افخمى كار را شروع نكردید؟
به نظرم آقاى افخمى به این نتیجه رسید كه نمى تواند آن كار را ادامه دهد و نظرش بر این بود كه همان میزان فیلمبردارى شده دست نخورده باقى بماند. البته من خودم شخصاً به این موضوع اعتقادى نداشتم و دوست داشتم فیلم تكمیل شود. اما چون كار را شروع كرده بودیم و نمى شد دوباره متوقف شود ادامه دادیم. البته فیلم ساخته شده هم اثرى متفاوت و دیدنى از آب درآمد كه منتقدان هم از آن استقبال كردند. آن راش ها هم همین طور باقى مانده.
•آن راش ها چند دقیقه است؟
گرفته شده زیاد است اما مفید و تدوین شده اش ۳۴ دقیقه است.
•چه زمان تدوین شده؟
بعد از فوت مرحوم حاتمى كه قرار شد فیلم ادامه پیدا كند تدوین شده، به طورى كه اگر كسى بخواهد ادامه بدهد ۳۴ دقیقه مفید آماده دارد.
•وقتى آقاى افخمى از قصدشان مبنى بر ساخت فیلم دیگرى شما را خبردار كرد مقاومتى نكردید؟
شرایط به گونه اى بود كه همه انتظار داشتند به نام جهان پهلوان تختى فیلمى ساخته بشود و تهیه كننده هم تحت فشار بود. البته خوشبختانه فیلم ساخته شده هم بد نشد.
•دكورهاى پروژه تختى هنوز در شهرك وجود دارد؟
بله هست و ظاهراً در چند فیلم هم مورد استفاده قرار گرفته است. البته در تملك تلویزیون و سیما فیلم است و آنها استفاده مى كنند.
•به نظر مى رسد هنوز قصد دارید آن فیلمنامه مرحوم حاتمى را بسازید و به سرانجام برسانید.
بله، صددرصد. بالاخره باید این كار به سرانجام برسد و از آن زمان تا حالا همچنان به دنبال كسى مى گردم كه ویژگى هاى مرحوم حاتمى را تا حدودى داشته باشد و بتواند فیلم را بسازد. به هر صورت ما هم آقاى حاتمى را دوست داشتیم و هم تختى بچه محل ما بود.
•الان درباره مرحوم حاتمى چطور مى اندیشید؟
مرحوم حاتمى انسان شریف، متدین، مومن و باصفایى بود كه سینماى ایران قدرش را ندانست. دُر گرانبهایى بود كه هیچ كس ارزشش را درك نكرد. حالا هم به نظرم فیلم هاى ایشان نیاز به تیتراژ ندارد. مثل قالى ایرانى است. هر كس یك پلانش را ببیند مى فهمد ساخته كیست. چهره ماندگار سینماى ایران بود.

 

نوشته شده توسط داریوش در  یکشنبه 20 آذر 1384  و ساعت 08:12 ق.ظ

ویرایش شده در -  و ساعت -

(نظر

 


مطالب پیشین...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

وبلاگ من ...

  وبلاگ من

  ایمیل من

[yahoo]


بایگانی ...

 نویسندگان

داریوش (134)


موضوعات

عمومی (134)


 آرشیو

خرداد 1385 (1)
اردیبهشت 1385 (1)
فروردین 1385 (13)
اسفند 1384 (11)
بهمن 1384 (23)
دی 1384 (14)
آذر 1384 (40)
آبان 1384 (24)
مهر 1384 (7)


صفحات

 

 

لینكستان ...

 

لینكدونی ...

شعر ایرونی (-)
آ وای آزاد (-)
روزنامه صبح به وقت تهران (-)
گردون (-)
آرشیو لینكدونی

 

جستجو ...

جستجو در بلاگ

 

خبرنامه ...

 

آمار وبلاگ...

امروز :

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل مطالب :

كل نظرها :

كل بازدید ها :

افراد آنلاین : [online]