تبلیغات
اکسیر

 

 چهارشنبه 16 فروردین 1385

[عمومی , ]

سیمین بهبهانی یا آنگونه که دوستدارانش خطاب می کنند، سیمین خانم 28 تیرماه 1306 در تهران متولد شد.

او در محیطی فرهنگی رشد کرد. در سه سالگی به کودکستان آمریکایی ها رفت و پس از دبیرستان، تحصیل در رشته های مامایی و زبان و ادبیات فارسی را ناتمام گذاشت و حقوق خواند.

سیمین بهبهانی در دوران قبل از انقلاب به دلیل نوآوری هایش در غزل به بانوی غزل ایران شهرت داشت. ترانه سرایی هم می کرد. گاهی هم رد پای تالمات اجتماعی در اشعارش دیده می شد.

اما در اوایل دهه شصت پس از انتشار چند شعر در جنگ چراغ و پس از آن با انتشار دفتر شعر خطی از سرعت و آتش سیمین بهبهانی تولدی دیگر یافت.

او با چنان توانایی مضامین اجتماعی را با غزل که اصولا قالبی عاشقانه است، درآمیخت و چنان حساسیت انسانی از خود در برابر جنگ و صدمات ناشی از آن، فقر و هر آنچه شایسته و بایسته انسان و وطن نیست، نشان داد که به حق شاعر ملی ایران لقب گرفت.

سیمین بهبهانی در سال 1331 مدال بین المللی صلح برای شعر، لوح تقدیر پژوهش های زنان امریکا را به عنوان زن سال در 1377، جایزه سازمان نظارت بر حقوق بشر و مدال کارل فون اسیتیسکی را در سال 1378 دریافت کرده است

عید پول زرد و عروسک
عید کفش برقی و دامن
عید ترک مشق و دبستان
عید شاد کودکی من

تنگ قاب و سبزی گندم
تنگ آب و سرخی ماهی
در میان آینه پیدا
رقص شمع رنگی روشن

خط زعفرانی مادر
نقش ساز کاسه چینی
هفت سین هفت سلامش
یک سبد ز سنبل و سوسن

درشدن به قلعه ی یاسین
حرز چارتاق کتانی:
بل که از بلا بگریزی
در پناه خانه ی ایمن

عید خاله عفت و مرجان
دست های ناز و نوازش
درشکنج زلفک نرمم
بر فراز سر شده خرمن

عید سینمای سعادت
داستان شرلی کوچک
من روانه در پی مادر
پیش چشم نازی و لادن

عید جمع عیدی خویشان
در میان کیسه بندی
با هزار بار شمردن
باز و باز و باز شمردن...

*

آه، عید تازه ی نورس !
بازگو که عیدی من کو
من همیشه کودک شادم
بی گمان نه پیر و نه کودن:

شرح می دهد دل گرمم
آفتاب قلب اسد را
کولی قبیله کوچم
بی خبر ز سردی بهمن
جامه دلبرانه پسندم
زین سبب به عطف و سجافش
پولکی نهم پی پولک
سوزنی زنم پی سوزن

نامه عاشقانه نویسم
تا زشور قصه عشقم
در زمان ز سکه بیفتد
قصه منیژه و بیژن.

عید تازه ! من به تو مانم:
گر هزار سال برانم
سوی خستگی ننهم پا
با شکستگی ندهم تن –

عمرم آن زمان که سر آید
گر بهار نو ز در آید
عید کودکی ز دو چشمم
سر کشد به جانب روزن.

 

 

نوشته شده توسط داریوش در  چهارشنبه 16 فروردین 1385  و ساعت 07:04 ق.ظ

ویرایش شده در -  و ساعت -

(نظر

 


مطالب پیشین...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

وبلاگ من ...

  وبلاگ من

  ایمیل من

[yahoo]


بایگانی ...

 نویسندگان

داریوش (134)


موضوعات

عمومی (134)


 آرشیو

خرداد 1385 (1)
اردیبهشت 1385 (1)
فروردین 1385 (13)
اسفند 1384 (11)
بهمن 1384 (23)
دی 1384 (14)
آذر 1384 (40)
آبان 1384 (24)
مهر 1384 (7)


صفحات

 

 

لینكستان ...

 

لینكدونی ...

شعر ایرونی (-)
آ وای آزاد (-)
روزنامه صبح به وقت تهران (-)
گردون (-)
آرشیو لینكدونی

 

جستجو ...

جستجو در بلاگ

 

خبرنامه ...

 

آمار وبلاگ...

امروز :

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل مطالب :

كل نظرها :

كل بازدید ها :

افراد آنلاین : [online]