تبلیغات
اکسیر

 

 پنجشنبه 13 بهمن 1384

[عمومی , ]

محمود مشرف آزاد تهرانی ( م. آزاد) روز پنجشنبه 29 دی ماه در سن 72 سالگی در تهران درگذشت و در روز دوشنبه 10 بهمن ماه مراسم بزرگداشت او در خانه هنرمندان تهران برپا گردید. آنچه می خوانید گزارشی است از جلسه بزرگداشت او.

بزرگداشت شاعر پس از پخش پاره ای از فیلم « مستند زندگی استاد م. آزاد»، کار محمد رضا محمدی نیکو، با پخش نواری از بیژن مفید آغاز شد که در آن شعر « بی تو خاکسترم بی تو ای دوست » را می خواند. سپس محمد بهارلو گرداننده برنامه بزرگداشت، مقاله ای در رثای آزاد خواند که حال و هوای روزهای وداع با شاعر را منعکس می کرد. سپس وی از چند تن دعوت کرد تا درباره شاعر سخن بگویند. سیمین بهبهانی، صفدر تقی زاده، ناصر تقوایی، اسدالله شعبانی، و محمد حقوقی درباره میم آزاد سخن گفتند.

آزاد، شاعر کودکان

موضوع سخن شعبانی که آزاد با او در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان همکار بود، ویژگی شعر آزاد درباره کودکان بود.

او گفت اگرچه میم آزاد در شاعری بسیار مشهور است اما بیشترین بخش زندگی خود را مصروف شعر کودکان کرد: « بیشتر شاعر کودکان بود و در آثار شعری وی نشانه هایی هست که ثابت می کند ذاتاً شاعر کودکان بود. زبان شفاف و آهنگین و سرشار از واژگان محسوس و ملموس کودکان از جمله این نشانه هاست.»

به گفته شعبانی، ادبیات کودک که بر بستر ادبیات عامه بالیده از زمان صادق هدایت مورد توجه جامعه روشنفکری قرار گرفت، اما این رویکرد، که رویکرد مدرن و روشنفکرانه ای بود، در جامعه روشنفکری و دانشگاهی ادامه پیدا نکرد و روشنفکران و دانشگاهیان امروز ایران همچنان از این فضا دورند و تنها گروهی اندک از اینان توانسته اند برای کودکان کار کنند.

او میم آزاد را «یکی از خودش ذوق ترین، تواناترین، فعالترین و کوشاترین نویسندگان برای بچه های ایرانی» خواند که به لحاظ دانش گسترده در زمینه های گوناگون و احاطه به فولکلور ایرانی و زبان بویژه گویش تهرانی توانسته خواندنی های بسیار شیرین، لطیف و ماندنی برای بچه ها فراهم آورد».

آزاد و وزن شعر

وی گفت که غالب آثار آزاد بر زمینه ادبیات عامه ساخته و پرداخته شده و ترانه های او با پیوندهای آوایی، شیرین ترین خواندنی ها را آفریده است. « من که با او همکار بوده و بارها با او صحبت کرده ام، گمان می برم که آزاد هیچگاه نتوانست از وزن شعر کناره بگیرد زیرا کسی که در زمینه شعر کودک کار کرده باشد به این نتیجه می رسد که پیوندهای آوایی جزو سرشت شعر است و نه عرضیات.»

شعبانی گفت کتابهای شعر میم آزاد مثل دیگر کتابهای شعر تیراژ چندانی ندارد اما کتابهایی که او در زمینه ادبیات کودکان نوشته، با تیراژ 50 هزار بارها و بارها تجدید چاپ شده است:

« من فکر می کنم تأثیر گذاری بر بالندگی فرزندان ایرانی مسأله ای است که بسیاری از دوستان به آن توجه کرده اند و نقش آزاد تهرانی در اینجا از همه پر رنگ تر است. کتاب طوقی خواندنی ترین کتاب میم آزاد برای بچه هاست که تازگی هایی نسبت به زمان خودش دارد و در آن زبان شعر و قصه تلفیق شده است.

یکی بود یکی نبود
مرغکی بود خیلی قشنگ،
زبر و زرنگ،
بال و پرش رنگ به رنگ،
پر که می زد به آسمون،
درست می شد رنگین کمون.

در پایان کتاب هم عبارت دیگری است که خیلی توجه برانگیز است. با همان پیوندهای آوایی کلام آزاد.

گردن هما
پرنده ی پرنده ها
یه روز عید
قباشو پوشید.
اومد میون بچه ها
بچه ها نگاش می کردند
طوقی صداش می کردند

به نظر شعبانی کودکان هیچگاه آزاد را فراموش نخواهند کرد و « او در رنگین کمان تخیلات کودکان ایرانی زنده است و از رود جاری زندگی عبور می کند ».

نامه های آزاد

وقتی نوبت سخن به صفدر تقی زاده رسید او پاره هایی از نامه هایی را خواند که میم آزاد در دهه چهل به او نوشته بود.

تقی زاده در مقدمه تصویری از فضای ادبی آبادان آن سالها ارائه داد و گفت در سالهای آخر دهه 30 با آمدن میم آزاد و حسن پستا به آبادان محفل کوچکی از علاقه مندان به ادبیات تشکیل شد و چند تن از دست اندرکاران رشته های مختلف که به کارهای فرهنگی علاقه داشتند خود به خود دور هم گرد آمدند.

اما از آن میان، « من و محمدعلی صفریان بعدها با میم آزاد و حسن پستا در آبادان زیاد مأنوس شدیم و ارتباط و علاقه بیشتری به هم پیدا کردیم. میم آزاد می خواست با شاعران و نویسندگان آمریکایی و انگلیسی آن ایام آشنا شود و ببیند تحول ادبی و بویژه نوگرایی در شعر آن کشورها چه حاصلی به بار آورده است. من و صفریان غالبا آثاری از این نویسندگان و شاعران را ترجمه می کردیم و در نشست هایی برای آنان می خواندیم.»

رسانه های شعر آزاد

صفدر تقی زاده می گفت: « تابستان ها که آنها برای تعطیلات به تهران می رفتند ارتباط ما با نامه ادامه داشت. میم آزاد در همان سال اولی که به آبادان آمد و تابستان به تهران رفت برای من نامه می نوشت و من تعدادی از آنها را اخیراً میان کاغذهایم پیدا کرده ام. در این نامه ها آنچه بیش از همه به چشم می خورد علاقه و شیفتگی اش به ادبیات است. زندگی او حقیقتا با کتاب و با شعر عجین بود.»

تقی زاده سپس تکه هایی از نامه های آزاد را خواند:

« مشغول تهیه مطلب برای مجله فصلها هستیم که با همکاری طاهباز، میر مطهری و من منتشر می شود با قصه ای از آل احمد، ده شعر و یادداشتی از من، شرح مفصل از همینگوی از منابع بسیار وسیع از میر مطهری، سیلابهای بهاری از همینگوی، شرحی مفصل از ازراپاوند، مقاله ای از استفن اسپندر. فعلا قصد نداریم برای شماره اول پیش گلستان، امید، داریوش و بزرگان قوم برویم. شماره اول که در آمد مسلما آنها مطمئن می شوند که مقام و موقع کارشان محفوظ است.»

و در نامه ای دیگر: « قصیده بلند [ باد] به فصل خفتن انجامیده است و یک چیز ده پانزده صفحه ای در اندیشه و هنر که در آبادان تکه هایی از آن را برایت خوانده بودم و این حسابی پرداخته بلندی است بدون دستکاری در متن. ما هم شدیم شاعر حیف که عاشق نیستیم.»

یا در جایی دیگر: « راستی مجله کیهان ماه در آمده است. خوشم آمد. علی الخصوص نوشته مالرو و نقد جلال مقدم بر رساله نیهیلیسم که یک سرو گردن از ماهنامه های دیگر بهتر است و سیروس سخت پا در رکاب در آوردن آرش ویژه آمریکاست. به تو هم تلگراف زده که فوری مطلبی بفرستی.»

تابستان های ادبی

محمد حقوقی با شعری از آزاد شروع کرد:

من دیده ام پرندگان را
من برق و باد و باران را گریان دیده ام
تنها انسان گریان نیست

او گفت اولین بار آزاد را اواخر اسفند سال 41 در اصفهان دیده است: « کتابفروشی بود به اسم تایید، پاتوق روشنفکران آن وقت اصفهان بود. البته کسی نبود، آقای نجفی فرانسه بود، هنوز با گلشیری و دیگران آشنا نشده بودیم، و بیشتر من تنها بودم، بهرام صادقی تابستان ها به اصفهان می آمد، گاهی ما دو نفر بودیم و گاهی با منوچهر بدیعی سه نفر. چند روز به عید آمدم کتابفروشی، گفتند چند تا تهرانی - از لهجه شان می گفتند – آمده اند و در هتل کسری هستند. گفتند اگر فلانی آمد بگویید ما آنجاییم. رفتم آنجا و برای اولین بار آزاد را دیدم. عکسش را دیده بودم می شناختم. آزاد با سه نفر دیگر، که عبارت بودند از بهرام بیضایی، حسن پستا و جعفر والی زاده. آزاد داشت شعر عصر را می ساخت که بعد اسمش را گذاشت "من بیم داشتم".»

مثل پرنده ای که در او شور مردن است
مثل شکوفه ای که در او شور زیستن

حقوقی گفت آنان چند روزی مهمانش بودند و او بلد آنها شده بود برای نشان دادن آثار تاریخی اصفهان. بعد رفتند به شیراز. وقتی برگشتند آزاد شعر عصرش را کامل کرده بود.

وی اشاره کرد که بار دوم آزاد را در اسفند 44 دیده است، زمانی که به اتفاق سیروس طاهباز و مهدی اخوان، به اصفهان رفته بود. عازم شیراز بودند و از او هم خواستند که با آنان همراه شود. در شیراز یکی از فرهنگ دوستان آنان را به ناهار در منزلش دعوت کرده بود. خانه میزبان آخر خیابان زند بود و آنها پیاده به سمت آنجا راه افتادند.

از اینجا سخن را به دست خود محمد حقوقی می دهیم که بسیار پرشور درباره میم آزاد سخن گفت:

« ... از هتل گفتیم پیاده برویم. آخر خیابان زند بود. دو به دو می رفتیم و با هم حرف می زدیم. من و آزاد جلوتر بودیم و با هم حرف می زدیم. آنجا بود که من فهمیدم و او فهمید که چقدر مشترکات فکری و ذهنی و شعری و نظری با هم داریم. آزاد در یکی از شماره های مجله فردوسی سال 48 در نقدی که بر کتاب اول من زوایا و مدارات نوشته به گفتگوی ما در پیاده رو خیابان زند اشاره کرده است. از آنجا پایه های رفاقت ما محکم شد. بعد به مجله آرش رفتم و شدم جزو باند آرش، که شماره اول آن مخصوص آزاد بود و من در واقع آزاد را با آن شماره شناختم. چون دیار دیگر که در سال 34 با مقدمه احمد شاملو منتشر کرده بود، در واقع کتاب تمرینی او بود.»

شاعری با واژگان محدود

محمد حقوقی در تحلیلی از زبان شعر آزاد گفت او شاعری است که با شمار واژگان اندک کار کرده است:

«آزاد شعرهای اصلی اش از سال 40 چاپ می شود که بعضی را پیش از سال 40 گفته بود. در آن شعرهاست که ما می بینیم او زبانی دارد که با زبان همه شاعران فرق می کند. همینطور که آقای تقوایی گفت شاید شمار واژگان آزاد بسیار کم بود. اینکه شاملو در مقدمه دیار دیگر به آزاد سفارش کرده که سعی کن بیشتر به محتوای شعرت اهمیت بدهی، نمی دانسته که فطرت هر شاعری خاص خودش است. آزاد اصلا اهل محتوا در شعر نبود، شعر را آنقدر پاک می دانست که حتا نمی بایست به بعضی کلمه ها آلوده شود. او با لغات بسیار کم و بسیار شکننده و ترد کار می کرد. به مجرد اینکه یک کلمه حماسی یا سیاسی وارد شعرش می شد شعرش می شکست. این را خودش می دانست و شاملو به این موضوع توجه نکرده بود.»

«همینطور حضرت اخوان. ایراد می گرفت به آزاد که تو که شعر نیمایی سرت می شود و افاعیل را به دقت می توانی رعایت کنی، چرا وزن را می شکنی. و آزاد نمی توانست جواب بدهد، برای اینکه در فطرتش نبود. خیلی نجیب بود و خیلی به اخوان احترام می گذاشت. فقط گاه گداری که با وسایل مصنوعی از نشاط سرشار می شد آن وقت یک آزاد دیگری می شد و سر به سر دیگران می گذاشت که همه از دستش می خندیدند. وگرنه غالبا سرش به زیر بود، گوش می داد، چیزهایی را که قبول داشت توجه می کرد، چیزی را که قبول نداشت هر قدر هم که به او می گفتند قبول نمی کرد.»

شاعری که یک دوره شعری داشت

به گفته حقوقی، آزاد شاعری موجزگو بود. شاعری بود که شعرش جوهر غنایی داشت و نمی توانست شعرهای سیاسی بگوید: « اگر می گفت می شکست. و این در بیست سال آخر برایش یک اندوه شده بود و من می دیدم که با هر جوانی که حرف می زد بر محتوای شعرش تآکید می کرد و تأکید می کرد با کلمات بازی نکنند. در واقع خودش احساس می کرد که عمرش را تلف کرده و شعرهای سیاسی که دلش می خواسته مثلا مانند شاملو نگفته است. در حالی که آزاد اگر هم می خواست نمی توانست شعر سیاسی بگوید. اینکه بعضی شعرا دوره های شعری مختلف دارند و بعضی ندارند علتش همین است که آنها تلاش می کنند از یک مرزی بگذرند و به مرز دیگری برسند. آزاد از شاعرانی است که یک دوره شعری بیشتر نداشته است.»

«آزاد در واقع چنان غنایی در شعرش سرشار بود که فضاهای دیگر را به خود نمی پذیرفت. و یک دوره شعر گفتن او تکامل پیدا کرد تا جایی که متوقف شد. دلیل توقفش بسیار است و یکی دو تا از همه مهمتر است که من اینجا دلم نمی خواهد بگویم چرا آزاد متوقف شد.»

ایجاز بی رقیب

در هر حال بنا بر آنچه حقوقی گفت همه این شاعران را می توان با هم مقایسه کرد ولی آزاد استثنا بود. با هیچ کس نمی توان مقایسه اش کرد. چون به قدری گاه موجز می گفت که از آن موجزتر نمی شد گفت: مثل همین شعری که آقای شعبانی اشاره کردند که به نظر من بهترین شعر کوتاه در سطح جهان است:

برای گذشتن از این رود
رنگین کمانی باید بود

بی بی سی

 

نوشته شده توسط داریوش در  پنجشنبه 13 بهمن 1384  و ساعت 02:02 ق.ظ

ویرایش شده در -  و ساعت -

(نظر

 


مطالب پیشین...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

وبلاگ من ...

  وبلاگ من

  ایمیل من

[yahoo]


بایگانی ...

 نویسندگان

داریوش (134)


موضوعات

عمومی (134)


 آرشیو

خرداد 1385 (1)
اردیبهشت 1385 (1)
فروردین 1385 (13)
اسفند 1384 (11)
بهمن 1384 (23)
دی 1384 (14)
آذر 1384 (40)
آبان 1384 (24)
مهر 1384 (7)


صفحات

 

 

لینكستان ...

 

لینكدونی ...

شعر ایرونی (-)
آ وای آزاد (-)
روزنامه صبح به وقت تهران (-)
گردون (-)
آرشیو لینكدونی

 

جستجو ...

جستجو در بلاگ

 

خبرنامه ...

 

آمار وبلاگ...

امروز :

بازدید های امروز :

بازدید های دیروز :

كل مطالب :

كل نظرها :

كل بازدید ها :

افراد آنلاین : [online]